محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
870
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
با دو مقدار از آب كه مطلوب باشد بدستور مقرر طبخ دهند و در مطعوم به كار برند و در مشروب نيز بد نيست و بعد از اتمام در ايام خوردن حلوا اكر هر روز قدرى از آن اثفال خشك كرده آن را در آب يا به بعض عرقهاى مناسب مثل عرق كاوزبان و رازيانه و شاهتره و عنب الثعلب و مانند اينها جوش داده نيم كرم بجاى آب بياشامند و آب خالص سرد ننوشند و بعد از حلوا نيز يازده روز از همان عرقها به تنهائى نيم كرم بياشامند و بيدمشك و كلاب نيز خوب است اما اكر مريض صاحب نزله باشد كلاب نياشامد كه محرك نزله است و بدانكه ملاحظهء احتما و پرهيز در استعمال چوبچينى از امور مذكوره به قدر برداشت طبيعت و قوت و ضعف مزاج مريض و مرض است نه آنكه بسيار شديد و تنك بايد كرفت كه مريض ضعيف شود و ضعف بسيار عارض كردد نه چندان بىملاحظه بود كه مرضهاى بسيار از آن عايد شود زيرا كه هر مرضى كه در بين چوبچينى عارض كردد چنانچه ذكر يافت باز موقوف باستعمال چوبچينى از آن قوىتر است و بعضى عوارض نيز از آن قبيل است كه زايل نميكردد و مدت العمر مىماند پس باى حال به قدر ضرور احتياط اجتناب اولى و واجب است و بايد در ايام پرهيز غذا منحصر باغذيهء جيدة الكيموس سريعة الهضم باشد مانند سيخ كباب با نان يا چلاو و پلاو ساده و يا شكر پلاو و يا شله مزعفر و قليه و شوربا و نخوداب همه كم روغن و زردهء تخم مرغ نيمبرشت و امثال اينها از كوشت بز و بزغاله و كوسفند شيرمست و مرغ بچه و خروس بچه فربه و كبك و دراج و طيهوج و سنكخوار و چرز و امثال اينها از هريك كه موافق مزاج دانند با بعض ادويهء حاره مثل دارچينى و قرنفل و هيل و قرفه و زعفران و زيره و فلفل و زنجبيل به قدر ضرور و اما بايد كه همه از براى صاحبان اتشك و جذام و صاحبان قروح و جروح خبيثهء مزمنه بىنمك و از براى ديكران كم نمك باشد و از حلويات حلواى دارچينى و برنج و حلوا مغزى و شكر پاره و نشاسته و نقل رازيانه و هيل و پسته چلغوزه و قرص دارچينى و مصطكى و هيلبوا و صندل و عنبر و عود و مويز منقى و انجير زرد خشك و دو سه دانه خارك جهرمى و مانند اينها موافق مزاج و وقت و حال ميتوان خورد و همچنين پالوده و بن بهته و شربت قند يا بيدمشك و كلاب با تخم ريحان و شربتى همه نيم كرم نيز و بادام باعتبار ثقل آن مناسب نيست و از سبزيها پياز بقدرى كه كوشت را باصلاح اورد و نعناع و پودنه و مرزه و بادرنجبويه تجويز نموده و بعد از فراغ تا چند روز نيز اين امور را مرعى دارند و تقليل و تلطيف در اغذيه اولى است و اجتناب از امتلا و تخمه و سوء هضم و هيضه واجب دانند و محرور المزاجان را از ادويهء حاره و شيرينها اجتناب اولى است بلكه براى ايشان خصوصا صفراوى انار شيرين و انار ميخوش و رب انار شيرين و شربت زرشك و شربت ريباس و الوبالو بعضى تجويز كردهاند اندكى نه بسيار اما روز تعريق و يك روز قبل و يك روز بعد از آن مناسب نيست و اكر مبرود المزاج بلغمى را با شربت چوب چينى كه شرابها ان شاء اللّه تعالى ذكرش خواهد آمد بدهند خصوص صاحبان ضعف باه و مايوسين را بدين قسم كه اولا مقدار نيم درم تا دو مثقال آن را بحسب حال و مزاج بخورند و بالاى آب مطبوخ چوب چينى را و يا در آن حل نمايند و بنوشند باقى تدابير منوط براى طبيب حاذق است [ متن كامل رساله حكيم مير عماد الدّين محمود شيرازى در بيان چوب چينى ] و بدانكه چون رساله حكيم مير عماد الدّين محمود شيرازى قدس سرّه جليل القدر عظيم الفوائد و مدلل است هرچند بعض فوائد آن بالاجمال بيان نموده شده است ليكن چون خواست كه اين كتاب از فوائد تمام آن خالى نباشد لهذا تمام آن را ايراد نموده حكيم قدّس سره ميفرمايند رسالهء حكيم مير عماد الدين محمود قدس سره بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه على نعمائه و الصّلوة و السّلام على نبيّا محمد و إله افضل الصّلوة و اكمل التسليم اما بعد بدانكه اين رسالهايست مختصر و مقالهايست معتبر در امور متعلقه به بيخ چينى كه حسب الأمر نواب جهانبانى و كشور ستانى سليمان الزمانى آنكه از فهم ثاقب و راى صائب كوى سبق از همكنان و اقران بلكه از عالميان ربوده و ابواب خير و اصطباع بر عالمى كشوده عالمى است در عالمى و جهانى در جوانى و درياى و در دانائى سايهء دولتش كه غره صباح سعادت است همچون ظل شاخص در وقت استوا در اوائل نهار در خط استوا از مشرق به مغرب كشيده آنكه در خوردى از همه بزركان بمرتبه بلندتر و در سن حداثت به حكم وراثت از همه دولتمندان ارجمندتر است نور حدقه شاهى و نور حديقه شاهنشاهى مجموع الطاف الهى الذى فى شانه ورد هذه الابيات على خاطرى مرتجلا و به اباهى بيت اى پرورش ذات تو از لطف الهى * انعام تو و لطف خدا نامتناهى هرچند خرد خواست كند حصر كمالت * عاجز شد از اوصاف كمال تو كما هى كس را نبود هيچ شكايت ز زمانه * كر چرخ كند پيروى آنچه تو خواهى اين حقير بى استطاعت در همه صناعت محمود بن مسعود الطبيب الشيرازى رسالهء در خواص و طبايع و منافع بيخ چينى كه تا قريب به اين زمان معلوم كسى نبود در خير بتحرير آورده اكر موافق صواب باشد ببركت است آن عليين و اشيان امام الثقلين هادى الخافقين على ابن موسى الرضا ع اكملها و من التحيات اجملها و بتوجه شاهزادهء عالميان و نورديده ادميان خواهد بود و اكر موافق نباشد از وفور قصور اين فقير است ليكن اميدوارى بتوفيق حضرت بارى عزّ اسمه چنان است كه از آنچه در بيان دواهاى كه معروف و مشهور است و در همه كتابها مذكور و مسطور اتم و اكمل و احسن و اجمل باشد انه على ما يشاء قدير و به تحقيق رحاء المؤمنين جدير مقدمه پوشيده و پنهان نيست كه اين بيخ در اين تاريخ كه مردم بر آن اطلاع و از استعمال آن انتفاع يافتهاند چنين مسموع شده كه بعضى از اوقات در آن بلاد كه اين بيخ از آنجا مىآرند قحطى در شهر پيدا شده بوده مردم بصحرا متوجه شده اغتدا باصول و اوراق نباتات مينمودهاند و چون اين عذوبتى دارد و طعم و رايحه كه موجب تنفر طبع باشد ندارد مردم به اين بيشتر رغبت مينمودهاند اتفاقا در ميان ايشان صاحبان امراض بودهاند خاصه سوداويه و قروح عفنهء خبيثه و نواصير و نار فارسى و مانند اينها از خوردن اين بيخ شفاى كامل مييافتند و چون اين حال مشاهده ايشان شد از آن زمين استخراج مينمودند و بديكر مواضع مىبردند و مثمر شفا مييافتند و چون در آن صحرا بواسطه اضطرار قحطى نمك بهم نميرسيد و اكل آن بيخ بىنمك بوده است بهرجا كه مىبردند باز بىنمك ميدادند و بتلاحق افكار و تجارب بسيار قرار بر آن دادهاند كه بطريقى كه حالا معمول است ميخورده و بعد از آنكه باينجا اوردند تميز نميكردند در بعضى مفيد مىبود و در بعضى فائده نميداد بلكه مضرت ميرسانيد از آن جمله بيكم كه حرم شاه جنت مكان مغفور مبرور شاه اسمعيل بود فالجى طارى كشت و نصف اعضاى او از حركت ماند بعد از معالجات بسيار او را حركت پيدا شد و دست همچنان از حركت ماند و چون اول اشتهار اين بيخ بود در آن انديشه كردند كه مبادا مودى بهلاك